تفاوتی در آثار حقوقی مبایعهنامه و قولنامه وجود ندارد |دفتر حقوقی موکل
مبایعه نامه، قراردادی است که طی آن بیع انجام شده است. بیع به قراردادی اطلاق می شود که طبق آن مالی به دیگری فروخته می شود و در نتیجه، قرارداد کتبی که بین طرفین یعنی فروشنده و خریدار یا بایع و مشتری، تنظیم می شود و بر اساس آن مالی مثلا یک دستگاه آپارتمان، در مقابل دریافت عوض یا بها یا قیمت یا همان ثمن فروخته می شود، مبایعه نامه به شمار می رود. این اصطلاح به صورت «بیع نامه نیز به کار می رود و مفهوم آن تفاوتی با «مبایعه نامه ندارد.
برای استفاده از آزادی مشروط چه شرایطی لازم است؟ |دفتر حقوقی موکل
صرف نظر کردن اختیاری طلبکار از حق |دفتر حقوقی موکل
ابراء بر اساس ماده ۲۸۹ قانون مدنی، یكی از اسباب سقوط تعهدات دانسته شده و عبارت از یک عمل حقوقی یک طرفه و ایقاعی است که بر اساس آن، دائن (طلبکار) از حق خود به اختیار صرف نظر می کند.
به عنوان مثال، كسی از دیگری مبلغی طلب دارد اما او را از پرداخت آن بری می كند لذا ابراء عبارت از اسقاط دین به وسیله طلبکار یا داین است.
آیا میتوان انباری را به غیر از ساکنان آپارتمان فروخت؟ |دفتر حقوقی موکل
مالک آپارتمان نمیتواند آپارتمان خود را به شخصی بفروشد و در عین حال پارکینگ یا انباری آن را که معمولاً در سند تفکیکی دارای پلاک جداگانهای نیست، به دیگری انتقال دهد.
ترتیب پرداخت نفقه اقارب در قوانین|دفتر حقوقی موکل
نفقه در معنای کلی، به مفهوم تأمین هزینه های زندگی زوجه است كه شامل خانه، اثاثیه منزل، غذا، لباس، دارو و درمان بوده و از زمان عقد دایم، پرداخت آن بر عهده زوج است.
اما نفقه اقارب، نفقه ای است که به گروه خاصی از نزدیکان فرد تعلق می گیرد؛ به شرط اینکه، برای تأمین معیشت خود، تمکن مالی نداشته باشند. به بیان دیگر، چگونگی استحقاق افراد بر این نوع از نفقه و الزام فرد نفقه دهنده به آن، تفاوت هایی با نفقه زوجه دارد که مورد بررسی قرار می گیرد.
روابط شرکا و نفع و ضرر در شرکت نسبی|دفتر حقوقی موکل
شرکت نسبی مانند شرکت تضامنی است؛ با این تفاوت که در شرکت تضامنی، شرکا در مقابل طلبکاران متضامناً مسئول پرداخت قروض شرکت هستند اما به شرح ماده ۱۸۶ قانون تجارت، «اگر دارایی شرکت نسبی برای تأدیه تمام قروض شرکت کافی نباشد، هر یک از شرکا به نسبت سرمایه ای که در شرکت داشته، مسئول تأدیه قروض شرکت است.
«قانون الحاق یک ماده به قانون مبارزه با مواد مخدر» استثنایی بر اصل عطف به ما سبق نشدن قوانین|دفتر حقوقی موکل
رانندگی بدون گواهینامه چه مجازاتی دارد؟|دفتر حقوقی موکل
هر کس که بدون گواهینامه رسمی، به رانندگی یا هدایت وسایل نقلیه موتوری که مستلزم داشتن پروانه مخصوص است، اقدام کند و نیز شخصی که به موجب حکم دادگاه، از رانندگی وسایل نقلیه موتوری ممنوع است، اگر به رانندگی وسایل مزبور مبادرت کند، عمل وی مستوجب مجازات خواهد بود.
اعراض از مالکیت به چه معناست و چه آثاری دارد؟|دفتر حقوقی موکل
چرا مجازات برخی از سارقان «قطع دست» است؟|دفتر حقوقی موکل
شعب دیوان عدالت اداری چگونه می توانند با استفاده از اسناد و مدارک مبادرت به صدور رای نمایند؟|دفتر حقوقی موکل
یکی از مهمترین دلایلی که شعب دیوان می توانند با اتکا به آن ها مبادرت به صدور رای نمایند، استفاده از مدارک و اسناد مکتوب است که مربوط به طرفین شکایت و دعوی مطروحه است.
سند یا اسنادی که می تواند قاطع دعوی بوده و موجب صدور رای شود ممکن است ازسوی یکی از طرفین ابراز و یا مورد استناد قرار گیرد اعم از این که اسناد مذکور له یا علیه ابراز کننده باشد با نباشد و چه بسا شخص یا اشخاصی به عنوان وارد ثالث دراین خصوص دخیل شوند و یا تحت عنوان جلب ثالث این نوع دسترسی به اسناد حاصل شود.
نحوه رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان|دفتر حقوقی موکل
مقررات توبه در قانون مجازات اسلامی قسمت دوم|دفتر حقوقی موکل
این موضوع که سقوط مجازات به وسیله توبه، منحصر به مرحله صدور حکم و تعیین مجازات و رسیدگی است یا اینکه دادسراها نیز می توانند با استناد به این مقررات اتخاذ تصمیم کنند، محل ابهام و سوالات کاربردی قابل توجهی است.
موارد عدم صلاحیت شعب دیوان عدالت اداری|دفتر حقوقی موکل
با فرض اینکه شعبه رسیدگی کننده خود را صالح ندانست، باید با صدور قرار عدم صلاحیت پرونده را به مرجع ذی صلاحیت ارسال کند که در این راستا باید بین فرض صدور قرار عدم صلاحیت به اعتبار و شایستگی مراجع قضایی و مراجع غیرقضایی قائل به تکلیف شد. به موجب ماده ۴۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری، «هرگاه رسیدگی به شکایت، در صلاحیت سایر مراجع قضایی باشد، شعبه دیوان با صدور قرار عدم صلاحیت، پرونده را به مراجع مذکور ارسال و مراتب را به شاکی اعلام می کند و چنانچه موضوع را در صلاحیت مراجع غیرقضایی بداند، ضمن صدور قرار عدم صلاحیت، پرونده را به مرجع صالح ارسال می کند، مرجع اخیر مکلف به رسیدگی است. با این توصیف، شعب دیوان مکلفند در صورت احراز عدم صلاحیت خود، قرار عدم صلاحیت صادر کرده و موضوع عدم صلاحیت را نیز به شاکی اعلام کنند.





